راز عشق در احترام متقابل است احساسات متغير اند امااحترام دو نفر ثابت ميماند اگر عقايد شريک زندگي ات با عقايد تو متفاوت است با احترام به نظريات اش گوش کن احترام باعث ميشود که او بتواند خودش باشد
راز عشق در اينست که به يکديگر سخت نگيريد عشقي که آزادانه هديه نشود اسارت است
راز عشق دراينست که هر روز کار کني که شريک زندگي ات را خوشحال کنی نگذاری که جويبار محبت از کمي باران بخشکد
راز عشق در اين است که حقيقت اصلي عشق يعني تفکر را از ياد نبري آيا يک رابطه دراز مدت مهمتر از اختلافات کوچک و زود گذر نيست ؟
راز عشق در اين است که طرف مقابل ات را تحسين کني هرگز با فرض اينکه خودش اين چيز ها را مي داند از تحسين غافل نشو مشکلي پيش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نيت بگويي دوستت دارم گر چه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ـ اما کلمات تازه و جوان خواهند ماند
راز عشق در اين است كه که بيشتر با نگاه حرف بزني زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کني مثل آن است که پنجره ها را با پرده زيبايي بيارايي و به خانه گرمي و جذابيت بخشي
راز عشق در اين است که وقتي پيشنهادي به ذهنت ميرسد براي نياز خودت به بيان آن فکر نکني ـ بلکه به علاقه ديگري به شنيدن آن فکر کني اگر لازم بود حتي ماه ها صبر کن تا آماده گي شنيدن آنچه را که ميخواهي بگوئي پيدا کند
راز عشق در اين است که هيچکدام خود را معلم ديگري ندانيد به عبارت ديگر از اينکه ميتوانيد از يکديگر ياد بگيريد سپاسگذار باشيد
راز عشق در اين است که در سکوت دست يکديگر را بگيريد ـ کم کم ياد ميگيريد که بدون کلام رابطه برقرار کنيد
راز عشق در اين است که به عشق بيشتر از يکديگر احترام بگذاريد ـ زيرا عشق هديه ازلي خداوند است ـ
راز عشق در اين است که هنگام سوء تفاهم فقط به اين فکر نکني که طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است ـ
راز عشق در اين است که از يکديگر انتظارات بي جا نداشته باشيد ذهنيت را بر ارزشهائي متمرکز کن که شما را به يکد يگر نزديکتر ميکند ـ نه بر مسائلي که بين شما فاصله مي اندازد
راز عشق در اين است که باور ها آرمان ها و اهدفتان را با يکديگر در ميان بگذاريد
**کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم...... کاشکي که کيبورتت هميشه زير انگشتات بودم.......کاشکي که هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم .......کاشکي که موست بودم هميشه تو مشتت بودم .. ....کاشکي پسووردت بودم هميشه توي فکرت بودم
در ميان همه گل گشتم و عاشق نشدم در عجب بودم که تورا ديدم و ديوانه شدم تا کجا بايد سفر کرد تا به کي بايد دويد از کجا بايد گذر کرد تا به شهر تو رسيد گفتي که طبيب دل هر بيماري پس طبيب دل من باش که بيمار توءم گر همسفر عشق شدي مردسفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي
هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو
خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش ميدوي پرواز ميكنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه
خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام خدا رو می خوام نه واسه حل مشکل و غصه هام خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت خدا رو می خوام نه واسه ی سکه و پول و مقام خدا رو می خوام که فقط تو رو برام نگه داره خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن رو یادم داده خدا رو خیلی دوست دارم چون عاشقا رو دوست داره خدا رو دوست دارم چون عاشق رو تنها نمی ذاره خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند میزنه خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم...